سهشنبه 11 شهریور 1393
کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت،
نوبت ما که رسید قلم افتاد...دیگر هیچ ننوشت...
خط تیره ای گذاشت،گفت:تو باشی اسیر سرنوشت![]()

تو دنیا 3 تا چیزو دوست دارم....
خورشید،ماه،تو.
اولی رو برای روزم می خوام
دومی رو واسه شبم می خوام
ولی تورو برای تک تک لحظه های زندگم می خوام
![]()
تنها تنهایی![]()
![]()

دسته بندی : [Post_Cat_Title]
برچسبها:



نویسنده: taleb-aboodi