یکشنبه 10 شهریور 1392

دروغ نگو آینه که من هنوز جوونم
واسه دلای خسته بازم میخوام بخونم
بنازم این نفس رو که من رو یاری کرده
سالهای ساله عشقو تو رگها جاری کرده
تو این قفس می مونم تا بتونم بخونم
تو این قفس می مونم تا بتونم بخونم
![]()

![]()
خدا خدای دلها نذار که خاموش بشم
تو اینهمه هیاهو نذار فراموش بشم
مرگ واسم شیرینه اگه بناست نخونم
شکسته بال و خاموش چه فایده که بمونم
![]()
بدبختی ما گناه بیگانه نبود
پیوند من و شما صمیمانه نبود
بودیم بظاهر همه مشتاق وطن
در باطن ما نقشی از آن خانه نبود
![]()
دسته بندی : [Post_Cat_Title]
برچسبها:



نویسنده: طالب عبودی