دعوای ..یا شوخی زن ومرد

مرد : عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده!
زن : از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــگ بووووووود!
مرد : اون که ۱۰۰%… هیکلت همیشه قشنگ بود. اصلاً من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد!
زن : یعنی به خاطر هیکلم، فقط با من ازدواج کردی ؟ خیلی هیــــــــــــزی!
مرد : نه عزیزم، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شد. هیکلت واسم مهم نبود!
زن : یعنی چی؟! پس این همه ورزش میرم، برای کی میرم برا عمم؟! هیکلم برات مهم نیست؟!!
مرد : عزیزم، موقع دوست شدن مهم نبود، الان که هست!
زن : یعنی الان میرم ورزش، برات بی اهمیت میشم؟!
مرد : فدات شم، قربونت بشم، همه چیزت، تمام وجودت، همه خصوصیاتت، برام مهمه!
زن : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که دوستم داشته باشی؟ خیلی نامردی… چیه پای کسی درمیونه؟؟!!
مرد : بابا، جان مادرت بیخیال شو، چه غلطی کردیم تعریف تو کردیماااا؟؟!!
زن : دیدی… دیدی… پس از اول درست حدس زدم که یه ریگی تو کفشته که داری ازم تعریف می کنی؟! برو از جلو چشام دور شو… یه چند ساعت نمی خوام قیافتو ببینم…
دسته بندی : [Post_Cat_Title]
برچسبها:



نویسنده: طالب عبودی