یکشنبه 12 بهمن 1393

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند گفته بودم مردم اینجا بدند دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست آن عزیزت عهد و پیمانت شکست دیدی ای دل در خیابان یک یار نیست هیچکس در زندگی غم خوار نیست دیدی ای دل حرف من بیجا نبود از برای عشق اینجا جا نبود تو بهار عمر را دیدی چه شد زندگی را هیچ فهمیدی چه شد دیدی ای دل دوستی ها بی وفاست کمترین چیزی که میابی وفاست ای دل اینجا باید از خود گم شوی عاقبت هم رنگ این مردم شوی!

دسته بندی : [Post_Cat_Title]
برچسبها:



نویسنده: طالب عبودی